تبليغاتX
:: هر قطره اشک قصه یک درد است ::

هر قطره اشک قصه یک درد است

each tear is a story of a pain



اگر روزى من مردم وتومرادوست داشتي هر پنج شنبه به مزارم بيا وشاخه

گل سرخي برايم بياور تا آن شاخه گلي که به تو دادم به خاطر بياورم ...ولي

اگر تو مردي من فقط يک بار سر قبرت خواهم آمد وآن دسته گل سفيدى که

باخون خودم سرخ خواهم کرد به توهديه ميکنم ودرکنارتوعاشقانه جان

ميسپارم...

 

+نوشته شده درپنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 23:43 توسط مهدی |

سخت ترين ديدار...

ديدار اوني که به جاي همه عشقي که بهش دادي يه قلب زخمي برات

 

يادگار بذاره و تو نگاهش کني و باز مثل روزه اول دلت بلرزه و حس کني هنوزم دوستش

 

داري .......بخواي همه تنهايي رو که به اميد برگشت دوبارش تحمل کردي تو گوشش فرياد

 

کني اما حتي نتوني ........ به چشماش نگاه کني که بفهمه با همه بديهاش هنوزم با همه

 

 قلبت دوستش داري اما ببيني چشماش داد مي زنه که دلش ماله يکي ديگس ....

 

 

+نوشته شده درچهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 16:9 توسط مهدی |

    

                                                                       

 اگه دلم از چوب بود آن را به آتشکده چشمانت میسپردم تا با شعله
 
نگاهت بسوزد.
 
اگه دلم از  خاک بود آن را به کوزه گران دیار تنهائی می سپردم تا شراب
 
رسوائیم را در آن جا دهندتو که همه امید و آرزوهایم شدی بدان و باور کن
 
 که بی تو مرگ برایم بهترین زندگانیست....
 

+نوشته شده دردوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 19:29 توسط مهدی |