تبليغاتX
:: هر قطره اشک قصه یک درد است ::

هر قطره اشک قصه یک درد است

each tear is a story of a pain



        چقدر تكراريست كلامي كه پر از تكرار است . اما چه تكراري زيباتر از آن

  ميتواند اينگونه فكر را در غل و زنجير بكشد .تو را مي گويم كه تكرار نام تو ،

      زندگي ام رامي سازد كه سراسر تكرار توست .

     چه زيبا تكرار مي شود نام شيرينت ، چون دم ، چون بازدم ، و هر دم

     دمادم كاش ميشد بر تارك هستي ، بر صورت خورشيد بر چهره ماه و

     برزمزمه باد  و بر هر آنچه تكراريست نام تو را حك كرد تا تكراري ترين جلوه

     هستي تو باشي ، و من بزرگترين حس دنيا كه اين تكرار دوست داشتني

     را عاجزانه مي بلعد چه آرزويي ، چه وهمي ، چه خيالي .

     انگار كابوس سهمناك هستي مرا مي طلبد كه اينگونه به جفنگ آمده ام

و اراجيف به هم مي بافم

اما به قول سهراب :

خاصيت عشق اين است...!!!

 خداااااااااااااااااااااااااا

    

 

+نوشته شده درسه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 17:42 توسط مهدی |

 

 

قدم در سرزمینی ناشناس گذاشته ام که همه با من غریبه اند.فریادی در گلو دارم

 

که می خواهم زده شود و اشکی در چشم دارم که می خواهم ریخته شود . اکنون در

 

 قفس تنهایی سر به میله های قفس می زنم و آرام آرام غزل بی کسی خود را زمزمه

 

می کنم . من در تو طلوع می کنم . پس دستهای پژمرده مرا بگیر و مرا به سرزمین

 

عشق ببر آگر روزی بدانم که قلبت جایگاه من نیست تو را بدرود خواهم گفت .

 

 

 

 

 

 

 

 

+نوشته شده درچهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 10:56 توسط مهدی |